أبو المكارم محمود بن أبي المكارم حسنى واعظ

471

دقائق التأويل و حقائق التنزيل ( فارسى )

( 714 ) 32 / 22 « در نسازذ » . « در ساختن » : سازگارى كردن ، سازش كردن ، همداستان شدن ، موافقت نشان دادن ؛ و نيز : راضى شدن ، قانع شدن . « چنان با اختيار يار در ساخت * كه از خود يار خود را بازنشناخت » ( نظامى ) « زلف در دست صبا ، گوش به فرمان رقيب * اينچنين با همه در ساخته‌اى يعنى چه » ( حافظ ) « از خلق جهان گرفته دورى * در ساخته با چنين صبورى » ( نظامى ) ( نقل بگزينش از : لغتنامهء دهخدا ) . ( 715 ) 32 / 25 « كوچك » . در مجمع البيان ( ج 2 ، ص 682 ) : « و قيل صغيرا طفلا عن السدى » . دانستنى است كه « كوچك » ريخت ديگر واژهء « كودك » است ( نگر : لغتنامهء دهخدا ، ذيل « كودك » ) . « كوچك » ، به معناى « كودك » و « طفل » ، در ترجمهء دياتسّارون هم به كار رفته است ( نگر : لغتنامهء دهخدا ؛ ضمنا نگر : فرهنگ فارسى ، دكتر معين هر دو ذيل « كوچك » ) . ( 716 ) 33 / 1 « عيّى » . سنج : مجمع البيان ، ج 2 ، ص 682 . « عيى يعيى : عيّا . في نطقه : در سخن گفتن ناتوان بود و مقصودش را نتوانست بيان كند . » ( الرّائد ، فرهنگ الفبايى عربى - فارسى ، ج 2 ، ص 1233 ) ؛ « عىّ في الكلام : لكنت پيدا كرد . » ( فرهنگ بزرگ جامع نوين ، ص 1137 ) . « العىّ : ضدّ البيان ؛ و قد عىّ في منطقه ، فهو عىّ ، على فعل . . . » ( المختار من صحاح اللّغة ، ص 367 ) ؛ « العىّ : بكسر العين ، اندر ماندن ، و الماضي عيى و عىّ ، . . . » ( تاج المصادر ، ج 1 ، ص 320 ) . ( 717 ) 33 / 3 « گواه بگيريذ » . جايگاه « بگيريذ » ، در دستنوشت ، آسيب ديده است ؛ معلوم نيست كه « بگيريذ » نوشته شده است يا چيز ديگر . « بگيريد » را با عنايت به معنا آورديم . قدما « گواه گرفتن » را در ترجمه « استشهاد » آورده‌اند ؛ نگر : فرهنگنامهء قرآنى ، ج 1 ، ص 130 . ( 718 ) 33 / 4 « معتبرست » . پس از اين علامتي است كه نشان مىدهد چيزى در حاشية افزوده شده است ( معمولا اين نشانه در دستنوشت ما نشان‌دهندهء وجود حاشية است . ) متأسّفانه عكس ما حاشيه‌اى منعكس نمىكند . احتياطا ، به جاى آن حاشيهء محتمل ، نقطة چين نهاديم . ( 719 ) 33 / 5 « فكاتبوهم . . . » . النّور / 33 . ( 720 ) 33 / 5 « و لا تكرهوا . . . » . النّور / 33 .